کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 5

و گفت: اندوه مدار مگر از برای چیزی که فردا ترا از آن مضرت بود و شاد مباش الا به چیزی که فردا ترا شاد کند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    فتح موصلی گوید که اول او را دیدم مرا گفت: یا خراسانی چهار بیش نیست چشم و زبان و دل و هوا به چشم جائی منگر که نشاید و به زبان چیزی مگوی که خدای در دل تو به خلاف آن داند و دل نگاه دار از خیانت و کین بر مسلمانان و هوا نگاه دار از شر و هیچ مجوی بهوا اگر این هر چهار بدین صفت نباشد خاکستر بر سر باید کرد که در آن شقاوت تو بود.

    #
  2. 3

    و گفت: خداوند تعالی دلها را موضع ذکر آفرید چون بانفس صحبت داشتند موضع شهوت شدند و باک ندارند و شهوت ازدل بیرون نرود مگر از خوفی بی قرار کننده یا شوقی بی آرام کننده.

    #
  3. 4

    و گفت: هر که خواهد که در زندگانی خویش زنده دل باشد گو دل را بسته طمع مدار تا از کل آزاد شوی.

    #
  4. 5

    و گفت: اندوه مدار مگر از برای چیزی که فردا ترا از آن مضرت بود و شاد مباش الا به چیزی که فردا ترا شاد کند.

    انتخاب‌شده
  5. 6

    و گفت: رمیده ترین بندگان از بندگان خدای آن بود که بدل وحشی تر بود و اگر ایشان را انسی بودی با خدای همه چیز را با ایشان انس بودی.

    #
  6. 7

    و گفت: نافع ترین خوفها آن بود که ترا از معصیت باز دارد.

    #
  7. 8

    و گفت: نافع ترین امیدها آن بود که کار بر تو آسان گرداند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «ذکر عبدالله خبیق قدس الله روحه العزیز» است.