کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 11

و گفت: رجاسه گونه است مردی بود که نیکی کند و امید دارد که قبول کند و یکی بود زشتی کند و توجه کند و امید دارد که بیامرزد و یکی رجا کاذب بود که پیوسته گناه می کند و امید می دارد که خدای او را بیامرزد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    و گفت: نافع ترین امیدها آن بود که کار بر تو آسان گرداند.

    #
  2. 9

    و گفت: هر که باطل بسیار شنود حلاوت طاعت ازدل او برود.

    #
  3. 10

    و گفت: نافع ترین خوف آن بود که اندوه ترا دائم کند بر آنچه فوت شده است زیرا از عمر در غفلت و فکرت را لازم تو گرداند در بقیت عمر تو.

    #
  4. 11

    و گفت: رجاسه گونه است مردی بود که نیکی کند و امید دارد که قبول کند و یکی بود زشتی کند و توجه کند و امید دارد که بیامرزد و یکی رجا کاذب بود که پیوسته گناه می کند و امید می دارد که خدای او را بیامرزد.

    انتخاب‌شده
  5. 12

    و گفت: هر که بدکردار بود خوف او باید که بر رجاء غالب بود.

    #
  6. 13

    و گفت: اخلاص در عمل سخت تر از عمل و عمل خود چنانست که عاجز می آیند از گزاردن آن تا باخلاص چه رسد.

    #
  7. 14

    و گفت: مستغنی نتواند بود بهیچ حال ا زجمله احوال از صدق و صدق مستغنی است از جمله احوال و هر که به صدق بود در آن چه میان او و میان خدای به حقیقت هست مطلع گردد بر خزائن غیب و امین گردد در آسمانها و زمینها و اگر توانی که هیچ کس بر تو سبقت نگیرد در کار خداوند خویش چنان کن و تا توانی بر خداوند خویش هیچ مگزین که او ترا از همه چیزها به والسلام.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «ذکر عبدالله خبیق قدس الله روحه العزیز» است.