نثر · شماره 11
و گفت: رجاسه گونه است مردی بود که نیکی کند و امید دارد که قبول کند و یکی بود زشتی کند و توجه کند و امید دارد که بیامرزد و یکی رجا کاذب بود که پیوسته گناه می کند و امید می دارد که خدای او را بیامرزد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
و گفت: نافع ترین امیدها آن بود که کار بر تو آسان گرداند.
# - 9
و گفت: هر که باطل بسیار شنود حلاوت طاعت ازدل او برود.
# - 10
و گفت: نافع ترین خوف آن بود که اندوه ترا دائم کند بر آنچه فوت شده است زیرا از عمر در غفلت و فکرت را لازم تو گرداند در بقیت عمر تو.
# - 11
و گفت: رجاسه گونه است مردی بود که نیکی کند و امید دارد که قبول کند و یکی بود زشتی کند و توجه کند و امید دارد که بیامرزد و یکی رجا کاذب بود که پیوسته گناه می کند و امید می دارد که خدای او را بیامرزد.
انتخابشده - 12
و گفت: هر که بدکردار بود خوف او باید که بر رجاء غالب بود.
# - 13
و گفت: اخلاص در عمل سخت تر از عمل و عمل خود چنانست که عاجز می آیند از گزاردن آن تا باخلاص چه رسد.
# - 14
و گفت: مستغنی نتواند بود بهیچ حال ا زجمله احوال از صدق و صدق مستغنی است از جمله احوال و هر که به صدق بود در آن چه میان او و میان خدای به حقیقت هست مطلع گردد بر خزائن غیب و امین گردد در آسمانها و زمینها و اگر توانی که هیچ کس بر تو سبقت نگیرد در کار خداوند خویش چنان کن و تا توانی بر خداوند خویش هیچ مگزین که او ترا از همه چیزها به والسلام.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «ذکر عبدالله خبیق قدس الله روحه العزیز» است.