نثر · شماره 45
نقل است که ابن شریح به مجلس جنید بگذشت گفتند آنچه جنید می گوید به علم باز می خواند گفت: آن نمی دانم ولیکن این می دانم که سخن او را صوتی است که گوئی حق می راند بر زبان او چنانکه.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 42
نقلست که یک روز زار می گریست سئوال کردند که سبب گریه چیست گفت: اگر بلای او اژدهائی گردد اول کس من باشم که خود را لقمه او سازم و با این همه عمری گذاشتم در طلب بلا و هنوز با من می گویند که ترا چندان بندگی نیست که به بلای ما ارزد.
# - 43
گفتند ابوسعید خراز را بوقت نزاع تواجد بسیار بود جنید گفت: عجب نبود اگر از شوق او جان ببریدی گفتند این چه مقام بود گفت: غایت محبت و این مقامی عزیز است که جمله عقول را مستغرق گرداند و جمله نفوس را فراموش کند و این عالی ترین مقامی است علم معرفت را در این وقت مقامی نبود که بنده به جائی برسد که داند که خدای او را دوست می دارد لاجرم این بنده گوید که به حق من بر تو و بجاه من نزد تو و نیز گوید که بدوستی تو مرا بس گفت: این قومی باشند که بر خدای ناز کنند و انس بدو گیرند و میان ایشان و خدای حشمت برخاسته بود و ایشان سخن هائی گویند که نزدیک عامه شنیع باشد.
# - 44
و جنید گفت: شبی بخواب دیدم که به حضرت خداوند ایستاده بودم مرا فرمود که این سخنان تو از کجا می گوئی گفتم آنچه می گویم حق می گویم فرمود که صدقت راست می گوئی.
# - 45
نقل است که ابن شریح به مجلس جنید بگذشت گفتند آنچه جنید می گوید به علم باز می خواند گفت: آن نمی دانم ولیکن این می دانم که سخن او را صوتی است که گوئی حق می راند بر زبان او چنانکه.
انتخابشده - 46
نقلست که جنید چون در توحید سخن گفتی هر بار بعبارت دیگر آغاز کردی که کس را فهم بدان فهم نرسید روزی شبلی در مجلس جنید گفت: الله جنید گفت: اگر خدای غایب است ذکر غایب غیبت است و غیبت حرام است واگر حاضر است در مشاهده حاضر نام او بردن ترک حرمت است.
# - 47
و روزی سخن می گفت: یکی برخاست وگفت: در سخن تو نمی رسم گفت: طاقت هفتاد ساله زیر پای نه گفت: نهادم و نمی رسم گفت: سر زیر پای آرم اگر نرسی جرم از من دان.
# - 48
و یکی در مجلس جنید را بسی مدح گفت: جنید گفت: این که تو می گوئی مرا هیچ نسیب تو ذکر خدای را می کنی و ثناء او را می گوئی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 45 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.