نثر · شماره 143
و گفت: علم توحید جدا است ازو جود او و موجود او مفارق علم است بدو.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 140
و گفت: اول علم است پس معرفت است بانکار پس جهود است بانکار پس نفسی است پس غرق است پس هلاک و چون پرده برخیزد همه خداوند حجاب اند.
# - 141
و گفت: علم آنست که قدر خویش بدانی.
# - 142
و گفت: اثبات مکر است و علم باثبات مکر و حرکات غدر است و آنچه موجود است در داخل مکر غدر است.
# - 143
و گفت: علم توحید جدا است ازو جود او و موجود او مفارق علم است بدو.
انتخابشده - 144
و گفت: بیست سال تا علم توحید بر نوشته اند و مردمان درحواشی او سخن می گویند.
# - 145
و گفت: توحید خدای و دانستن قدم او بود از حدث یعنی دانی که اگر سیل در دریا باشد امانه دریا باشد.
# - 146
و گفت: غایت توحید انکار توحید است یعنی توحید که بدانی انکار کنی که این به توحدیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 143 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.