کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 143

و گفت: علم توحید جدا است ازو جود او و موجود او مفارق علم است بدو.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 140

    و گفت: اول علم است پس معرفت است بانکار پس جهود است بانکار پس نفسی است پس غرق است پس هلاک و چون پرده برخیزد همه خداوند حجاب اند.

    #
  2. 141

    و گفت: علم آنست که قدر خویش بدانی.

    #
  3. 142

    و گفت: اثبات مکر است و علم باثبات مکر و حرکات غدر است و آنچه موجود است در داخل مکر غدر است.

    #
  4. 143

    و گفت: علم توحید جدا است ازو جود او و موجود او مفارق علم است بدو.

    انتخاب‌شده
  5. 144

    و گفت: بیست سال تا علم توحید بر نوشته اند و مردمان درحواشی او سخن می گویند.

    #
  6. 145

    و گفت: توحید خدای و دانستن قدم او بود از حدث یعنی دانی که اگر سیل در دریا باشد امانه دریا باشد.

    #
  7. 146

    و گفت: غایت توحید انکار توحید است یعنی توحید که بدانی انکار کنی که این به توحدیست.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 143 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.