نثر · شماره 148
و گفت: هر محبت که بعوض بود چون عوض برخیزد محبت برخیزد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 145
و گفت: توحید خدای و دانستن قدم او بود از حدث یعنی دانی که اگر سیل در دریا باشد امانه دریا باشد.
# - 146
و گفت: غایت توحید انکار توحید است یعنی توحید که بدانی انکار کنی که این به توحدیست.
# - 147
و گفت: محبت امانت خدای است.
# - 148
و گفت: هر محبت که بعوض بود چون عوض برخیزد محبت برخیزد.
انتخابشده - 149
و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من.
# - 150
و گفت: چون محبت درست گردد شرط ادب بیفتد و گفت: حق تعالی حرام گردانیده است محبت بر صاحب علاقت و گفت: محبت افراط میل است بی میل و گفت: به محبت خدای به خدای نتوان رسید تا به جان خویش در راه او سخاوت نکنی و گفت: انس یافتن بوعده ها و اعتماد کردن بر آن خلل است در سخاوت.
# - 151
و گفت: اهل انس در خلوت ومناجات چیزها گویند که نزدیک عام کفر نماید اگر عام آن را بشنوند ایشان را تکفیر کنند و ایشان در احوال خویش بر آن مزید یابند و هرچه گویند ایشان را احتمال کنند و لایق ایشان این بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 148 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.