نثر · شماره 177
و گفت: یقین آنست که عزم رزق نکنی و اندوه رزق نخوری و آن از تو کفایت آید و آن است که به علمی که بر گردن تو کرده اند مشغول باشی و به یقین او رزق تو بتو رساند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 174
و گفت: توکل آنست که خدای را باشی چنانکه پیش از این که نبودی خدای را بودی.
# - 175
و گفت: پیش از این توکل حقیقت بود امروز علم است.
# - 176
و گفت: توکل نه کسب کردن و نه ناکردن لکن سکون دلست بوعده حق تعالی که داده است و گفت: یقین قرار گرفتن علمی بود در دل که بهیچ حال نگردد و از دل خالی نبود.
# - 177
و گفت: یقین آنست که عزم رزق نکنی و اندوه رزق نخوری و آن از تو کفایت آید و آن است که به علمی که بر گردن تو کرده اند مشغول باشی و به یقین او رزق تو بتو رساند.
انتخابشده - 178
و گفت: فتوت آنست که با درویشان نقار نکنی و با توانگران معارضه نکنی.
# - 179
وگفت: جوانمردی آنست که بار خود بر خلق ننهی و آنچه داری بذل کنی.
# - 180
و گفت: تواضع آن است که تکبر نکنی بر اهل هر دو سرای که مستغنی باشی بحق.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 177 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.