نثر · شماره 33
و گفت: علم آنست که در عمل آرد ترا و یقین آن است که برگیرد ترا.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 30
و گفت: اول توحید فانی شدن است همه چیزها از دل مرد و بخدای بازگشتن به جملگی.
# - 31
و گفت: عارف تا نرسیده است یاری می خواهد از همه چیز چون برسد مستغنی گردد به خدای از همه چیز و بدو محتاج گردد همه چیز.
# - 32
و گفت: حقیقت قرب آنست که به دل احساس هیچ نتوانی کرد و به وجود هیچ چیز حس نتوانی یافت.
# - 33
و گفت: علم آنست که در عمل آرد ترا و یقین آن است که برگیرد ترا.
انتخابشده - 34
و گفت: تصوف تمکین است از وقت.
# - 35
پرسیدند از تصوف گفت: آنست که صافی بود از خداوند خویش و پر بود از انوار و در عین لذت بود ازذکر.
# - 36
وهم از تصوف پرسیدند گفت: گمان تو به قومی که بدهند تا گشایش یابند و منع کنند تا نیابند پس ندامی کنند باسرار که بگریید برما.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 33 از «ذکر ابوسعید خراز قدس الله روحه العزیز» است.