کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 41

و گفت: تفویض آن بود که علمی که ندانی به عالم آن علم بگذاری و تفویض مقدمه رضا است و الرضا باب الله الاعظم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 38

    و گفت: بقدر آنکه بدل بنده از خدای تعالی سروری رسد بنده را اشتیاق پدید آید بدو و بقدر آنکه بنده از دور ماندن او و از راندن او می ترسد بدو نزدیک شود.

    #
  2. 39

    و گفت: بخوف محبت درست گردد و ملازمت ادب بر دوست موکد گردد. و گفت محبت را از آن نام محبت کردند که هر چه در دل بود جز محبوب محو گرداند.

    #
  3. 40

    و گفت: هر که وحشت غفلت نچشیده باشد حلاوت انس نیابد.

    #
  4. 41

    و گفت: تفویض آن بود که علمی که ندانی به عالم آن علم بگذاری و تفویض مقدمه رضا است و الرضا باب الله الاعظم.

    انتخاب‌شده
  5. 42

    و گفت: زهد در حرام فریضه است و در مباح وسیلت و در حلال قربت.

    #
  6. 43

    و گفت: علامت سعادت آنست که مطیع می باشی و می ترسی که نباید که مردود باشی.

    #
  7. 44

    و گفت: علامت شقاوت آن است که معصیت می کنی و امید داری که مقبول باشی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 41 از «ذکر بوعثمان حیری قدس الله روحه العزیز» است.