نثر · شماره 42
و گفت: زهد در حرام فریضه است و در مباح وسیلت و در حلال قربت.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 39
و گفت: بخوف محبت درست گردد و ملازمت ادب بر دوست موکد گردد. و گفت محبت را از آن نام محبت کردند که هر چه در دل بود جز محبوب محو گرداند.
# - 40
و گفت: هر که وحشت غفلت نچشیده باشد حلاوت انس نیابد.
# - 41
و گفت: تفویض آن بود که علمی که ندانی به عالم آن علم بگذاری و تفویض مقدمه رضا است و الرضا باب الله الاعظم.
# - 42
و گفت: زهد در حرام فریضه است و در مباح وسیلت و در حلال قربت.
انتخابشده - 43
و گفت: علامت سعادت آنست که مطیع می باشی و می ترسی که نباید که مردود باشی.
# - 44
و گفت: علامت شقاوت آن است که معصیت می کنی و امید داری که مقبول باشی.
# - 45
و گتف عاقل آنست که از هرچه ترسد پیش از آنکه در اوفتد کار آن بسازد و گفت تو در زندانی ازمتابعت کردن شهوات خویش چون کار به خدای بازگذاری سلامت یابی و براحت برسی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 42 از «ذکر بوعثمان حیری قدس الله روحه العزیز» است.