نثر · شماره 44
و گفت: علامت شقاوت آن است که معصیت می کنی و امید داری که مقبول باشی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 41
و گفت: تفویض آن بود که علمی که ندانی به عالم آن علم بگذاری و تفویض مقدمه رضا است و الرضا باب الله الاعظم.
# - 42
و گفت: زهد در حرام فریضه است و در مباح وسیلت و در حلال قربت.
# - 43
و گفت: علامت سعادت آنست که مطیع می باشی و می ترسی که نباید که مردود باشی.
# - 44
و گفت: علامت شقاوت آن است که معصیت می کنی و امید داری که مقبول باشی.
انتخابشده - 45
و گتف عاقل آنست که از هرچه ترسد پیش از آنکه در اوفتد کار آن بسازد و گفت تو در زندانی ازمتابعت کردن شهوات خویش چون کار به خدای بازگذاری سلامت یابی و براحت برسی.
# - 46
و گفت: صبر کردن بر طاعت تا قوت نشود از تو طاعت بود و صبر کردن از معصیت تا نجات یابی از اصرار بر معصیت هم طاعت بود.
# - 47
و گفت: صحبت دار با اغنیا بتعزز و بافقرا به تذلل که تعزز بر اغنیا تواضع بود و تذلل اهل فقر را شریفتر.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 44 از «ذکر بوعثمان حیری قدس الله روحه العزیز» است.