نثر · شماره 55
و گفت: خدای تعالی واجب کرده است بر کرم خویش عفو کردن بندگان که تقصیر کرده اند در عبادت که فرموده است کتب ربکم علی نفسه الرحمه و گفت: اخلاص آن بود که نفس را در آن حفظ نبود در هیچ حال و این اخلاص عوام باشد و اخلاص خاص آن بود که برایشان رودنه بایشان بود طاعتها که می آرندشان و ایشان از آن.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 52
و گفت: اصل عداوت از سه چیز است طمع در مال و طمع در گرامی داشتن مردمان و طمع در قبول کردن خلق.
# - 53
و گفت: هر قطع که افتد مرید رااز دنیا غنیمت بود.
# - 54
و گفت: ادب اعتماد گاه فقر است و آرایش اغنیا.
# - 55
و گفت: خدای تعالی واجب کرده است بر کرم خویش عفو کردن بندگان که تقصیر کرده اند در عبادت که فرموده است کتب ربکم علی نفسه الرحمه و گفت: اخلاص آن بود که نفس را در آن حفظ نبود در هیچ حال و این اخلاص عوام باشد و اخلاص خاص آن بود که برایشان رودنه بایشان بود طاعتها که می آرندشان و ایشان از آن.
انتخابشده - 56
بیرون و ایشان را در آن طاعت پندار نیفتد وآنرا به چیزی نشمرند.
# - 57
و گفت: اخلاص صدق نیت است با حق تعالی.
# - 58
و گفت: اخلاص نسیان رویت خلق بود بدایم نظر با خالق.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 55 از «ذکر بوعثمان حیری قدس الله روحه العزیز» است.