کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 25

و گفت: سرشت نفس بربی ادبی است و بنده مامور است به ملازمت ادب نفس بدآنچه او را سرشته اند می رود در میدان مخالفت و بنده او را بجهد باز می دارد از مطالبت بدهرکه عنان او را گشاده کند در فساد با او شریک بود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 22

    وگفت: هر که اول مدخل او بهمت بود به خدای رسد و هر که اول مدخل او بارادت بود به آخرت رسد و هر که را اول مدخل او به آرزو بود به دنیا رسد.

    #
  2. 23

    و گفت: هرچه بنده را از آخرت باز دارد آن دنیا بود و بعضی را دنیاسرائی بود و بعضی را تجارتی و بعضی را عزی و غلبۀ و بعضی را علمی و مفاخرتی به علم و بعضی را مجلسی مختلفی و بعضی را نفسی و شهوتی همت هر یکی از خلق به حد خویش بسته اند که درآن اند.

    #
  3. 24

    و گفت: دلها را شهوتی است و ارواح را شهوتی است و نفوس را شهوتی همه شهوت ها را جمع کنند شهوت ارواح قرب بود و شهوات دلها مشاهده و شهوات نفوس لذت گرفتن براحت.

    #
  4. 25

    و گفت: سرشت نفس بربی ادبی است و بنده مامور است به ملازمت ادب نفس بدآنچه او را سرشته اند می رود در میدان مخالفت و بنده او را بجهد باز می دارد از مطالبت بدهرکه عنان او را گشاده کند در فساد با او شریک بود.

    انتخاب‌شده
  5. 26

    پرسیدند که بر خدای تعالی چه دشمن تر گفت: رویت نفس و حالهاء اوو عوض جستن بر فعل خویش.

    #
  6. 27

    و گفت: قوت منافق خوردن و آشامیدن بود و قوت مومن ذکر دو جهد بود.

    #
  7. 28

    و گفت انصافی که در میان خداوند و بنده بود در سه منزلت است استعانت و جهد و ادب از بنده استعانت خواستن و از خدای قوت دادن و از بنده جهد کردن و از خدای توفیق دادن و از بنده ادب بجای آوردن واز خدای کرامت دادن.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 25 از «ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز» است.