نثر · شماره 26
پرسیدند که بر خدای تعالی چه دشمن تر گفت: رویت نفس و حالهاء اوو عوض جستن بر فعل خویش.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 23
و گفت: هرچه بنده را از آخرت باز دارد آن دنیا بود و بعضی را دنیاسرائی بود و بعضی را تجارتی و بعضی را عزی و غلبۀ و بعضی را علمی و مفاخرتی به علم و بعضی را مجلسی مختلفی و بعضی را نفسی و شهوتی همت هر یکی از خلق به حد خویش بسته اند که درآن اند.
# - 24
و گفت: دلها را شهوتی است و ارواح را شهوتی است و نفوس را شهوتی همه شهوت ها را جمع کنند شهوت ارواح قرب بود و شهوات دلها مشاهده و شهوات نفوس لذت گرفتن براحت.
# - 25
و گفت: سرشت نفس بربی ادبی است و بنده مامور است به ملازمت ادب نفس بدآنچه او را سرشته اند می رود در میدان مخالفت و بنده او را بجهد باز می دارد از مطالبت بدهرکه عنان او را گشاده کند در فساد با او شریک بود.
# - 26
پرسیدند که بر خدای تعالی چه دشمن تر گفت: رویت نفس و حالهاء اوو عوض جستن بر فعل خویش.
انتخابشده - 27
و گفت: قوت منافق خوردن و آشامیدن بود و قوت مومن ذکر دو جهد بود.
# - 28
و گفت انصافی که در میان خداوند و بنده بود در سه منزلت است استعانت و جهد و ادب از بنده استعانت خواستن و از خدای قوت دادن و از بنده جهد کردن و از خدای توفیق دادن و از بنده ادب بجای آوردن واز خدای کرامت دادن.
# - 29
و گفت: هر که ادب یافته بود به آداب صالحان او را صلاحیت بساط کرامت بود و هر که ادب یافته بود به آداب صدیقان او را صلاحیت بساط مشاهد بود و هر که ادب یافته بود به آداب انبیاء او را صلاحیت بساط انس بود و انبساط.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 26 از «ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز» است.