نثر · شماره 42
و گفت: علم چهار است علم معرفت وعلم عبادت و علم عبودیت و علم خدمت.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 39
وگفت: همت آن است که هیچ از عوارض آنرا باطل نتواند گردانید.
# - 40
و گفت: همت آن بود که در دنیا نبود.
# - 41
و گفت: زندگی محبت به بذل است وزندگی مشتاق با شک و زندگی عارف به ذکر و زندگی موحد به زبان وزندگی صاحب تعظیم به نفس و زندگی صاحب همت به انقطاع از نفس و این زندگی سوختن و غرقه شدن بود اگر کسی گوید زندگی موحد به زبان چگونه بود گویم باطنش همه توحید گرفته بود و این ذره از باطنش خبر نبود جز آنکه زبان می جنباند چنانکه بایزید گفت: سی سال است تا بایزید می جویم و زندگی صاحب تعظیم به نفس چنان بود که زبانش از کار شده بود و نفسی مانده وزندگی صاحب همت منقطع شدن نفس آن بود که اگر در آن همت نفس زند هلاک شود کماقال علیه السلام لی مع الله وقت الحدیث من درگنجم نه نبی مرسل نه جبرئیل.
# - 42
و گفت: علم چهار است علم معرفت وعلم عبادت و علم عبودیت و علم خدمت.
انتخابشده - 43
و گفت: حقیقت اسم بنده است و هر حقی را حقیقتی است و حقیقتی را حقی و هر حقی را حقی یعنی هر حقیقت که تو دانی اسم بنده بود و آن بی نشان است و بی نهایت و چون بی نهایت بود هر حقیقتی را حقی بود.
# - 44
و گفت: حقیقت توحید نسیان توحید است و این سخن بیان آنست که حقیقت اسم بنده است.
# - 45
و گفت: صدق توحید آن بود که قایم نیکی بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 42 از «ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز» است.