نثر · شماره 58
و گفت: رضا نظر کردن دل است باختیار قدیم خدای در آنچه در ازل بنده را اختیار کرده است و آن دست داشتن خشم است.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 55
گفت: توکل حسن التجاست بخدای تعالی و صدق افتقارست بدو.
# - 56
و گفت: توکل آنست که تا شدت فاقه در تو پدید نیاید بهیچ سبب باز ننگری و از حقیقت سکون بیرون نیائی چنانکه حق داند که تو بدان راست ایستاده.
# - 57
و گفت: معرفت راسه رکن بود هیبت و حیا و انس.
# - 58
و گفت: رضا نظر کردن دل است باختیار قدیم خدای در آنچه در ازل بنده را اختیار کرده است و آن دست داشتن خشم است.
انتخابشده - 59
و گفت: رضا آنست که بدل بدو چیز نظاره کند یکی آنکه بیند که آنچه در وقت به من رسید مرا در ازل این اختیار کرده است و دیگر آنکه بیند که مرا اختیار کرد آن چه فاضلتر است ونیکوتر.
# - 60
و گفت: اخلاص آنست که خالص بود از آفات.
# - 61
و گفت: تواضع قبول حق بود از هر که بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 58 از «ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز» است.