نثر · شماره 8
و گفت: زوال نیست نعمتی را که شکر کنی و پایداری نیست آن را چون کفران آری در نعمت.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
وگفت: مردی یک چشم رادیدم در طواف که می گفت: اعوذبک منک پناه می جویم از تو بتو گفتند این چه دعا است گفت: روزی نظری کردم به یکی که در نظرم خوش آمد طپانچه از هوادرآمد و برین یک چشم من زد که بدو نگریسته بودم آوازی شنیدم که نگرستنی طپانچۀ اگر زیادت دیدی زیادت کردیمی و اگر نگری خوری.
# - 6
و گفت: دنیا دریا است کنارۀ او آخرت است و کشتی او تقوی و مردمان همه مسافر.
# - 7
و گفت: هر کرا سپری به طعام بود همیشه گرسنه بود و هر کرا توانگری به مال بود همیشه درویش بود و هر که در حاجت خود قصد خلق کند همیشه محروم بود و هر که در کار خود یاری از خدای نخواهد همیشه مخذول بود.
# - 8
و گفت: زوال نیست نعمتی را که شکر کنی و پایداری نیست آن را چون کفران آری در نعمت.
انتخابشده - 9
و گفت: چون بندۀ به کمال رسد از حقیقت یقین بلا به نزدیک او نعمت گردد و رجا مصیبت.
# - 10
و گفت: اصل سیاست کم خوردن است و کم خفتن و کم گفتن و ترک شهوات.
# - 11
و گفت: چون بنده از خود فانی شود بحق باقی شود چنانکه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم درین مقام از خود فانی به حق باقی گشت لاجرم بهیچ نامش نخواند الا بعبد فاوحی الی عبده ما اوحی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «ذکر ابویعقوب النهر جوری قدس الله روحه العزیز» است.