کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 16

و گفت: عارف به حق نرسد مگردل بریده گرداند از سه چیز علم و عمل و خلوت یعنی درین هر سه از هر سه بریده باشد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 13

    و گفت: شادی در سه خصلت است یکی شادی به طاعت داشتن خدای را ودیگر شادی است نزدیک بودن به خدای و دور بودن از خلق و سوم شادی است یاد کردن خدای را و یاد کردن خلق را فراوش کردن و نشان آنکه شادی است به خدای سه چیز است یکی آنکه همیشه در طاعت داشتن بود دوم دور باشد از دنیا و اهل دنیا سوم بایست خلق ازو بیفتد هیچ چیز یاد نکند با خدای مگر آنچه خدای را باشد.

    #
  2. 14

    و گفت: فاضلترین کارها آن باشد که به علم پیوسته باشد.

    #
  3. 15

    و گفت: عارفترین به خدای آن بود که متحیرتر بود در خدای تعالی.

    #
  4. 16

    و گفت: عارف به حق نرسد مگردل بریده گرداند از سه چیز علم و عمل و خلوت یعنی درین هر سه از هر سه بریده باشد.

    انتخاب‌شده
  5. 17

    یکی از او پرسید که عارف بهیچ چیز تاسف نخورد جز به خدای گفت: عارف خود چیز نه بیند جز خدای تابروی تاسف خورد گفت: به کدام چشم نگرد گفت: بچشم فنا و زوال.

    #
  6. 18

    و گفت: مشاهدۀ ارواح تحقیق است و مشاهدۀ قلوب تحقیق.

    #
  7. 19

    و گفت: جمع عین حق است آنکه جمله اشیاء بدو قائم بود و تفرقه صفت حق است از باطل یعنی هرچه دون حق است باطل است به نسبت با حق و هر صفت که باطل کند حق را آن تفرقه بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 16 از «ذکر ابویعقوب النهر جوری قدس الله روحه العزیز» است.