کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 14

و گفت: عبارت نتوان کرد و از چیزی مگر به چیزی که از آن چیز رقیق تر و لطیف تر بود و هیچ چیز دقی تر و لطیف تر نباشد از محبت پس بچه از محبت عبارت توان کرد؟ یعنی از محبت عبارت نتوان کرد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 11

    سوال کردند از محبت گفت: صفاء دوستی است با ذکر دایم چنانکه حق تعالی فرموده است اذکرو الله ذکرا کثیرا.

    #
  2. 12

    و گفت: محبان خدا شرف دنیا و آخرت بردند لان النبی صلی الله علیه و علی آله و سلم قال: المرء من احب.

    #
  3. 13

    و گفت: مرد با آن بود که دوستدارد پس ایشان در دنیا و آخرت با خدای باشند.

    #
  4. 14

    و گفت: عبارت نتوان کرد و از چیزی مگر به چیزی که از آن چیز رقیق تر و لطیف تر بود و هیچ چیز دقی تر و لطیف تر نباشد از محبت پس بچه از محبت عبارت توان کرد؟ یعنی از محبت عبارت نتوان کرد.

    انتخاب‌شده
  5. 15

    گفتند چرا محبت را به بلا مقرون کردند گفت: تا هر سفله دعوی محبت نکند چون بدبیند بهزیمت شود.

    #
  6. 16

    پرسیدند از فقر گفت: فقیر آنست که بفقدانش گیرد چنانکه جاهل بنقد و فقیر را از نقد چنان وحشت بود که جاهل را از فقد.

    #
  7. 17

    و گفت: تصوف آنست که هیچ چیز ملک تو نباشد و تو ملک هیچ چیز نباشی رحمه الله علیه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 14 از «ذکر سمنون محب قدس الله روحه العزیز» است.