نثر · شماره 36
دیگری او را به خواب دید گفت: خدای باتو چه کرد گفت: به حضرت خود بداشت و نامۀ بدست من داد که می خواندم تا به گناهی رسیدم جمله نامه سیاه شد که بیش نتوانستم خواند متحیر شدم ندا آمد که این گناه را بر تو در دنیا پوشیده ایم از کرم مانسزد که درین دنیا پردۀ تو دریم عفوت کردیم، رحمه الله علیه.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 33
وگفت: هرکه کارها از جهت آسمان بیند صبر کند و هر که از جهت زمین بیند متحیر گردد.
# - 34
و گفت: احتراز کنید از اخلاق بد چنانکه از حرام.
# - 35
نقلست که چون او وفات کرد او را به خواب دیدند زرد روی و غمگین و زار می گریست گفتند چه حالتست خیر است گفت: چگونه خیر باشد که درین گورستان که منم از ده جنازه یکی بر مسلمانی نمرده است که می آرند.
# - 36
دیگری او را به خواب دید گفت: خدای باتو چه کرد گفت: به حضرت خود بداشت و نامۀ بدست من داد که می خواندم تا به گناهی رسیدم جمله نامه سیاه شد که بیش نتوانستم خواند متحیر شدم ندا آمد که این گناه را بر تو در دنیا پوشیده ایم از کرم مانسزد که درین دنیا پردۀ تو دریم عفوت کردیم، رحمه الله علیه.
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 36 از «ذکر ابوبکر وراق قدس الله روحه العزیز» است.