نثر · شماره 12
و گفت: درخت معرفت را آب فکرت دهند ودرخت فکرت را آب جهل و درخت توبه را آب ندامت و درخت محبت را آب موافقت.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
و گفت: دنیا را بوحشت داغ کرده اند تا انس مطیعان خدای به خدای بود نه به دنیا.
# - 10
و گفت: خوف می باید که خوف بیش از رجا است که حق تعالی بهشت را بیافرید و دوزخ و هیچکس به بهشت نتواند رسید تا به دوزخ گذر نکند.
# - 11
و گفت: بیشتر چیزی که عارفان از آن بترسند خوف از فوت حق بود.
# - 12
و گفت: درخت معرفت را آب فکرت دهند ودرخت فکرت را آب جهل و درخت توبه را آب ندامت و درخت محبت را آب موافقت.
انتخابشده - 13
و گفت: هرگاه که طمع معرفت داری و پیش از آن درجۀ انابت محکم نکرده باشی بر بساط جهل باشی و هرگاه که ارادت طلب کنی پیش از درست کردن مقام توبه در میدان غفلت باشی.
# - 14
و گفت: زهد آنست که جز خدای هیچ سببی بر وی پادشاه نگردد.
# - 15
و گفت: تا تو از شکم مادر بیرون آمدۀ در خراب کردن عمر خودی، رحمهالله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «ذکر احمد مسروق قدس الله روحه العزیز» است.