نثر · شماره 31
و گفت: فقر نیستی ملک بود و بیرون آمدن از صفات خود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 28
وگفت: زهد راحت یافتن است از بیرون آمدن از ملک.
# - 29
و گفت: اندوه تن را بازدارد از طرب.
# - 30
و گفت: رجا شاد شدن بود بوجود وصال او.
# - 31
و گفت: فقر نیستی ملک بود و بیرون آمدن از صفات خود.
انتخابشده - 32
و گفت: یقین حقیقت اسرار بود بحکمتهاء غیب.
# - 33
پرسیدند که عبودیت کی درست آید گفت: چون همه کارهاء خود به خدای بازگذارد و در بلاها صبر کند.
# - 34
پرسیدند که درویشی که سه روز گرسنه بود بعد از آن بیرون آید و سئوال کند بدان قدر که او را کفایت بود او را چه گویند گفت: او را کذاب گویند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 31 از «ذکر شیخ ابوعبدالله محمدبن الخفیف قدس الله روحه العزیز» است.