کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

و گفت: هرگز در نزدیکی پیری نشدم الا ازحال خویش خالی شده و منتظر برکات او می بودم تا چه درآید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    نقلست که گفت: مرا وامی بود و من بدان مشغول دل بودم بخواب دیدم که کسی می گفت: یا بخیل این مقدار که فراستدی بر ماست تو خوش فرا گیر و مترس بر تو فراستدن و برما دادن بعد از آن با هیچ قصاب و بقال شمارنکردم.

    #
  2. 5

    و اورا کلماتی عالی است و سخن اوست که گفت: اصنام مختلف اند بعضی را از خلق بت نفس اوست و بعضی را فرزند او و بعض را مال او و بعض را زن او و بعض را حرمت او بعض را نماز و روزه و زکوه او و حال او و بت بسیارست هر یکی از خلق بستۀ بتی انداز این بتان و فراز این بتان هیچ کس را نیست مگر آنرا که نبیند نفس خویش را حال ومحل و هیچ اعتمادش نبود بر افعال خویش شکر نگوید بلکه چنان باید که هرچه ازو ظاهر شود از خیر و شر بدان از نفس خویش راضی نبود و ملامت کنندۀ خویش بود.

    #
  3. 6

    و گفت: ادب بجا آوردن مرید حرمت پیران بود و نگاهداشتن خدمت برادران و از سبب ها بیرون آمدن و آداب شرع بر خویشتن نگاهداشتن.

    #
  4. 7

    و گفت: هرگز در نزدیکی پیری نشدم الا ازحال خویش خالی شده و منتظر برکات او می بودم تا چه درآید.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    و گفت: هر که پیش پیری شود برای خطر خویش منقطع ماند از کرامت درنشست با او.

    #
  6. 9

    و سخن اوست که گفت: در صحبت اهل صلاح صلاح دل پدید آید و درصحبت اهل فساد فساد دل ظاهر شود و گفت اسباب علائق است و تعویق موانع اسباب بمسبوق قضا فراغت و نیکوترین حال مردان آنست که کسی افتاده بود از نفس او دید خلق و اعتماد کرده بود در جمله کارها بر خدای تعالی.

    #
  7. 10

    و گفت: فراغت دل در خالی بودنست از آنچه اهل دنیا دست درو زده اند از فضول دنیا.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «ذکر شیخ ممشاد دینوری رحمهالله علیه» است.