کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 84

گفتند که تصوف چیست گفت: آنکه چنان باشی که در آن روز که نبودی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 81

    و گفت: جنید از شبلی پرسید که خدای را چگونه یاد کنی که صدق یاد کردن او نداری گفت: بمجازش چندان یاد کنم که یکباری او مرا یاد کند جنید از آن سخن از خود بشد شبلی گفت: بگذارید که برین درگاه گاه تازیانه و گاه خلعت است.

    #
  2. 82

    شبلی را گفتند دنیا برای اشغال است و آخرت برای اهوال پس راحت کی خواهد بود گفت: دست از اشغال این بدار تا نجات یابی از اهوال آن.

    #
  3. 83

    گفتند ما را خبر گوئی از توحید مجرد بر زبان حق مفرد گفت: ویحک هر که ازتوحید خبر دهد به عبارت ملحد بود و حرکت اشارت کند بدو ثنوی و هر که ازو خاموش بود جاهل بود و هر که پندارد که بدو رسید بی حاصل بود و هر که اشارت کند که نزدیک است دور بودو هر که از خویشتن وجد نماید او گم کرده است و هر چه تمیز کند بوهم و آنرا ادراک کند بعقل اندر تمامتر معنیها که آن همه بشما داده است و بر شما زده است محدث و مصنوعست چون شما.

    #
  4. 84

    گفتند که تصوف چیست گفت: آنکه چنان باشی که در آن روز که نبودی.

    انتخاب‌شده
  5. 85

    و گفت: تصوف شرکست از هر آنکه تصوف صیانت دل است از غیری و غیرنی.

    #
  6. 86

    و گفت: فناناسوتی است و ظهور لاهوتی.

    #
  7. 87

    و گفت: تصوف ضبط حواس و مراعات انفاسست.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 84 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.