نثر · شماره 84
گفتند که تصوف چیست گفت: آنکه چنان باشی که در آن روز که نبودی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 81
و گفت: جنید از شبلی پرسید که خدای را چگونه یاد کنی که صدق یاد کردن او نداری گفت: بمجازش چندان یاد کنم که یکباری او مرا یاد کند جنید از آن سخن از خود بشد شبلی گفت: بگذارید که برین درگاه گاه تازیانه و گاه خلعت است.
# - 82
شبلی را گفتند دنیا برای اشغال است و آخرت برای اهوال پس راحت کی خواهد بود گفت: دست از اشغال این بدار تا نجات یابی از اهوال آن.
# - 83
گفتند ما را خبر گوئی از توحید مجرد بر زبان حق مفرد گفت: ویحک هر که ازتوحید خبر دهد به عبارت ملحد بود و حرکت اشارت کند بدو ثنوی و هر که ازو خاموش بود جاهل بود و هر که پندارد که بدو رسید بی حاصل بود و هر که اشارت کند که نزدیک است دور بودو هر که از خویشتن وجد نماید او گم کرده است و هر چه تمیز کند بوهم و آنرا ادراک کند بعقل اندر تمامتر معنیها که آن همه بشما داده است و بر شما زده است محدث و مصنوعست چون شما.
# - 84
گفتند که تصوف چیست گفت: آنکه چنان باشی که در آن روز که نبودی.
انتخابشده - 85
و گفت: تصوف شرکست از هر آنکه تصوف صیانت دل است از غیری و غیرنی.
# - 86
و گفت: فناناسوتی است و ظهور لاهوتی.
# - 87
و گفت: تصوف ضبط حواس و مراعات انفاسست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 84 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.