نثر · شماره 109
و گفت: دعوت علم یکیست بذات تو خود علم ندانی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 106
و گفت: عارف آنست که ازدنیا ازاری دارد و از آخرت ردایی و از هر دو مجرد گردد از بهر آنکه هر که از اکوان مجرد گردد به حق منفرد شود.
# - 107
و گفت: عارف بدون حق بینا و گویا نبود و نفس خود را بدون او حافظ نبیند و سخن از غیر اونشنود.
# - 108
و گفت: وقت عارف چون روزگار بهارست رعد منفردو ابر می بارد و برق می سوزد و باد می وزد و شکوفه می شکفد و مرغان بانگ می کنند حال عارف همچنین است به چشم می گرید و به لب می خندد و بدل می سوزد و بسر می بازد و نام دوست می گوید و بردر او می گردد وگفت: دعوت سه است دعوت علم و دعوت معرفت و دعوت معاینه.
# - 109
و گفت: دعوت علم یکیست بذات تو خود علم ندانی.
انتخابشده - 110
و گفت: عبارت زبان علم است و اشارت زبان معرفت.
# - 111
و گفت: علم الیقین آنست که بما رسید بزبان پیغمبران علیهم السلام و عین الیقین آنست که خدا بما رسانیده از نور هدایت باسرار قلوب بی واسطه و حق الیقین آنست که بدان راه نیست.
# - 112
و گفت: همت طلب خداوند است و آنچه دون آنست همت نیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 109 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.