نثر · شماره 122
و پرسیدند از زهد گفت: زهد آن بود که دنیا را فراموش کنی و آخرت با یاد نیاری دیگری از زهد پرسید گفت: بهیچ زیرا که آنچه ترا خواهد بود ناچار بتو رسید و اگرچه از آن می گریزی و آتچه ترا نخواهد بود هرگز بتو نرسد اگرچه بسی طلب وجد وجهد نمائی پس تو در چیزی زهد می کنی در آنچه تراخواهد بود یا در آنچه نخواهد بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 119
و گفت: نشستن با خدای بی واسطه سخت است.
# - 120
و گفت: این حدیث مرغیست در قفس بهرسود که سربرزند بیرون نتواند شد.
# - 121
و گفت: زهد غفلتست زیرا که دنیا ناچیز است و زهد در ناچیز غفلت بود.
# - 122
و پرسیدند از زهد گفت: زهد آن بود که دنیا را فراموش کنی و آخرت با یاد نیاری دیگری از زهد پرسید گفت: بهیچ زیرا که آنچه ترا خواهد بود ناچار بتو رسید و اگرچه از آن می گریزی و آتچه ترا نخواهد بود هرگز بتو نرسد اگرچه بسی طلب وجد وجهد نمائی پس تو در چیزی زهد می کنی در آنچه تراخواهد بود یا در آنچه نخواهد بود.
انتخابشده - 123
همچنین از زهد پرسیدند گفت: دل بگردانیدن است به خالق اشیاء.
# - 124
گفتند استقامت چیست گفت: در دنیا قیامت دیدن.
# - 125
و گفت: استقامت آن بود که هر چه فرماید بدان قیام کنی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 122 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.