نثر · شماره 70
و گفت: جهد توانگران بمالست و جهد درویشان بجان.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 67
و گفت: ابراهیم علیه السلام اسماعیل را گفت: ای پسر در خواب دیدم که ترا قربان همی باید کرد گفت: ای پدر اگر نخفتئی آن خواب ندیدی.
# - 68
و گفت: دیدار در دنیا باسرار بود و در آخرت بابصار.
# - 69
و گفت: ارادت و همت امانت حق است پیش ارباب بدایات و اصحاب نهایت ارباب بدایت بارادت طاعت مجاهده توانند کرد و اصحاب نهایت بهمت بمکاشفه و مشاهده توانند رسید و همت چون کیمیاست طالب مال را و همت قراریست بی آرام که هرگز ساکن نشود نه در دنیا و نه در آخرت.
# - 70
و گفت: جهد توانگران بمالست و جهد درویشان بجان.
انتخابشده - 71
و گفت: صحبت کردن با اژدها آسانتر که با درویشی که همه بخیلست.
# - 72
و گفت: بزرگترین همه چیزها نشستن بر بساط فقر است و ترک گرفتن آفاق به کلی چنانکه او را نه معلومی بود نه جاهی نه مالی نه چیزی گفتند هر کسی که بدین صفت بود اورا هیچ ثواب بود گفت: آنچه مردمان می پوشند او می پوشد و آنچه می خورند اومی خورد و لیکن بسر از ایشان جدا بود.
# - 73
و گفت: وقت تو آنست که آنجائی اگر وقت تودنیاست بدنیائی و اگر عقباست بعقبائی و اگر شادیست در شادئی و اگر اندوهست در اندوهی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 70 از «ذکر شیخ ابوعلی دقاق رحمهالله علیه» است.