کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 125

وگفت: هر که به نزدیک خدا مرد است نزدیک خلق کودک است و هرکه نزدیک خلق مردست آنجا نامردست این سخن را نگه دارید که در وقتی ام که آنرا صفت نتوان کرد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 122

    وگفت: هر کس را از این خداوند رستگاری بود ما را اندوه دایم بود خدا قوت دهاد تا ما این بار گران بکشیم.

    #
  2. 123

    و گفت: عجب بمانده ام از کردار این خداوند که از اول چندین بازار در درون این پوست بنهاد بی آگاهی من پس آخر مرا از آن آگاه کرد تا من چنین متحیر گردیدم یا دلیل المتحرین زدنی تحیرا.

    #
  3. 124

    و گفت: کله سرم عرشست و پایهای تحت الثری و هر دو دست مشرق و مغرب و گفت: راه خدای را عددنتوان کرد چندانکه بنده است به خدا راهست بهر راهی که رفتم قومی دیم گفتم خداوندا مرا براهی بیرون بر که من و تو باشیم خلق در آن راه نباشد راه اندوه در پیش من نهاد گفت: اندوه باری گرانست خلق نتواند کشید.

    #
  4. 125

    وگفت: هر که به نزدیک خدا مرد است نزدیک خلق کودک است و هرکه نزدیک خلق مردست آنجا نامردست این سخن را نگه دارید که در وقتی ام که آنرا صفت نتوان کرد.

    انتخاب‌شده
  5. 126

    و گفت: هر که این سخنان بشنود و بداند که من خدای را ستوده ام بعزش بردارند و هر که پندارد که خود را ستوده ام بذلش بردارند که این سخنان من از دریای پاکست ز آن خلق در وی برخه نیست.

    #
  6. 127

    و گفت: عافیت را طلب کردم در تنهائی یافتم و سلامت در خاموشی.

    #
  7. 128

    و گفت: در دل ندا آمد از حق که ای بوالحسن فرمان مرا ایستاده باش که من زنده ام که نمیرم تا ترا حیوتی دهم که در آن حیوه مرگ نبود و هر چه ترا از آن نهی کردم دور باش از آن که من پادشاهی ام که ملک مرا زوال نیست تا ترا ملکی دهم که آنرا زوال نباشد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 125 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.