کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 127

و گفت: عافیت را طلب کردم در تنهائی یافتم و سلامت در خاموشی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 124

    و گفت: کله سرم عرشست و پایهای تحت الثری و هر دو دست مشرق و مغرب و گفت: راه خدای را عددنتوان کرد چندانکه بنده است به خدا راهست بهر راهی که رفتم قومی دیم گفتم خداوندا مرا براهی بیرون بر که من و تو باشیم خلق در آن راه نباشد راه اندوه در پیش من نهاد گفت: اندوه باری گرانست خلق نتواند کشید.

    #
  2. 125

    وگفت: هر که به نزدیک خدا مرد است نزدیک خلق کودک است و هرکه نزدیک خلق مردست آنجا نامردست این سخن را نگه دارید که در وقتی ام که آنرا صفت نتوان کرد.

    #
  3. 126

    و گفت: هر که این سخنان بشنود و بداند که من خدای را ستوده ام بعزش بردارند و هر که پندارد که خود را ستوده ام بذلش بردارند که این سخنان من از دریای پاکست ز آن خلق در وی برخه نیست.

    #
  4. 127

    و گفت: عافیت را طلب کردم در تنهائی یافتم و سلامت در خاموشی.

    انتخاب‌شده
  5. 128

    و گفت: در دل ندا آمد از حق که ای بوالحسن فرمان مرا ایستاده باش که من زنده ام که نمیرم تا ترا حیوتی دهم که در آن حیوه مرگ نبود و هر چه ترا از آن نهی کردم دور باش از آن که من پادشاهی ام که ملک مرا زوال نیست تا ترا ملکی دهم که آنرا زوال نباشد.

    #
  6. 129

    و گفت: هرکه مرا بشناخت بدوستی حق را دوست داشت و هر که حق را دوست داشت به صحبت جوانمردان پیوست و هر که به صحبت جوانمردان پیوست به صحبت حق پیوست.

    #
  7. 130

    و گفت: زبان من به توحید گشاده شد آسمان ها و زمین ها را دیدم که گرد بر گرد من طواف می کردند و خلق از آن غافل.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 127 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.