کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 132

و گفت مزاح مکنید که اگر مزاح را صورتی بودی او را زهره نبودی که در آن محلت که با من بودمی درآید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 129

    و گفت: هرکه مرا بشناخت بدوستی حق را دوست داشت و هر که حق را دوست داشت به صحبت جوانمردان پیوست و هر که به صحبت جوانمردان پیوست به صحبت حق پیوست.

    #
  2. 130

    و گفت: زبان من به توحید گشاده شد آسمان ها و زمین ها را دیدم که گرد بر گرد من طواف می کردند و خلق از آن غافل.

    #
  3. 131

    و گفت: بدل من ندا آمد از حق که مردمان طلب بهشت می کنند و به شکر ایمان قیام نکرده اند مرا از من چیزی دیگر می طلبند.

    #
  4. 132

    و گفت مزاح مکنید که اگر مزاح را صورتی بودی او را زهره نبودی که در آن محلت که با من بودمی درآید.

    انتخاب‌شده
  5. 133

    و گفت: عالم بامداد برخیزد طلب زیادتی علم کند و زاهد طلب زیادتی زهد کند و بوالحسن دربند آن بود که سرروی بدل برادری رساند.

    #
  6. 134

    و گفت: هرکه مرا چنان نداند که من در قیامت بایستم تا او را در پیش نکنم در بهشت نشود گو اینجا میا و برمن سلام مکن.

    #
  7. 135

    و گفت: چیزی به من درآمد که مرا سی روز مرده کرد از آنچه این خلق بدان زنده اند از دنیا و آخرت آنگاه مرا زندگانی داد که در آن مرگ نبود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 132 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.