کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 175

گفت: الهی روز بزرگ پیغامبران برمنبرهای نور نشینند و خلق نظارۀ ایشان بود و اولیای تو بر کرسی ها نشینند ازنور خلق نظاره ایشان بود ابوالحسن بر یگانگی تو نشیند تا خلق نظاره تو بود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 172

    و گفت: الهی هرچه تو بامن گوئی من با خلق تو گویم و هرچه تو با من دهی من خلق ترا دهم.

    #
  2. 173

    و گفت: الهی حدیث تواز من نپذیرند.

    #
  3. 174

    و گفت: که هیچکس نبود با اونشسته و می گفت: تو مرا چیزی گفتی که درین جهان نیاید و من تو را جوابی دادم که در هر دو جهان نیاید و چنین بسیار بودی که جوابی همی دادی و کسی حاضرنبودی.

    #
  4. 175

    گفت: الهی روز بزرگ پیغامبران برمنبرهای نور نشینند و خلق نظارۀ ایشان بود و اولیای تو بر کرسی ها نشینند ازنور خلق نظاره ایشان بود ابوالحسن بر یگانگی تو نشیند تا خلق نظاره تو بود.

    انتخاب‌شده
  5. 176

    و گفت: الهی سه چیز از من بدست خلق مکن یکی جان من که من جان از تو گرفتم به ملک الموت ندهم و روز و شب با من توی کرام الکاتبین درمیان چه کار دارند و دیگر سوال منکر ونکیر نخواهم که نور یقین تو با ایشان دهم تا بتو ایمان نیارند دست و انکیرم.

    #
  6. 177

    و گفت: اگر بندۀ همه مقامها بپاکی خود بگذارد هستی حق هیچ آشکارا نشود تا هرچه ازو فرو گرفته است با او ندهند.

    #
  7. 178

    و گفت: الهی مرا در مقامی مدار که گویم خلق و حق یاگویم من و تو مرا درمقامی دار که در میان نباشم همه تو باشی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 175 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.