نثر · شماره 183
و گفت: در همه حال مولای توام و از آن رسول تو و خادم خلق تو.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 180
و گفت: این راه پاکان است الهی باتو دستی بزنم تا بتو پیدا گردم در همه آفریده یا فرو شوم که ناپدید گردم صدق آن برسیدم آن نیافتم که کرامت هر زاهد پرسیدم و روز و شب بر من حذر بود که بر من گذر کرد خضر علیه السلام که آمد در حذر بود.
# - 181
و گفت: چون دو بود همتا بود یکی بود همتا نبود.
# - 182
و گفت: الهی هر چیزی که از آن منست در کار تو کردم و هرچه از آن تو استدر کار تو کردم تا منی از میان برخیزد وهمه تو باشی.
# - 183
و گفت: در همه حال مولای توام و از آن رسول تو و خادم خلق تو.
انتخابشده - 184
و گفت: هشتاد تکبیر بکردم یکی بر دنیا دوم بر خلق سیم بر نفس چهارم بر آخرت پنجم بر طاعت و این را با خلق بتوان گفت: و دیگر را مجال نیست.
# - 185
و گفت: چهل گام برفتم بیک قدم از عرش تاثری بگذاشتم دیگران را صفت نتوان کرد و اگر این با کسی بگوئی که میان وی و خداوند حجابی نبود دل و جانش بشود.
# - 186
و گفت: الهی اگر میان من و تو بودی چنین نبودی کسی بایستی که زندگانیش بخدای بودی تا من صفت تو با ابو بکردمی که این خلق زنده نه اند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 183 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.