نثر · شماره 273
و گفت: او را مردانی باشند مشرق و مغرب علی و ثری در سینۀ ایشان پدید نیاید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 270
و گفت: هر که او را یافت بنماند و هر که او را نیافت بنمرد.
# - 271
وگفت: یک ذره عشق از عالم غیب بیامد و همه سینهای محبان ببوید هیچکس را محرم نیافت همه با غیب شد.
# - 272
و گفت: در هر صد سال یک شخص از رحم مادر بیاید که او یگانگی خدای را شاید.
# - 273
و گفت: او را مردانی باشند مشرق و مغرب علی و ثری در سینۀ ایشان پدید نیاید.
انتخابشده - 274
و گفت: هر آن دلی که بیرون از خدای درو چیزی دیگر بود اگر همه طاعتست آن دل مرده است.
# - 275
گفتند دلت چگونه است گفت: چهل سال است تا میان من ودل جداء انداخته اند.
# - 276
و گفت: مادر فرزند را چند بار گوید مادر ترا میراد بنه تواند مرد و لیکن در آن گفت: صادق باشد و گفت: سه چیز با خداء نگاهداشتن دشوار است سر با حق و زبان با خلق و پاکی در کار.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 273 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.