نثر · شماره 287
پرسیدند که تو خدای را کجا دیدی گفت: آنجا که خویشتن ندیدم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 284
و گفت: تا نجویندت مجوی که آنچه جوئی چون بیابی بتو ماند و چون تو بود.
# - 285
وگفت: بهرمندتر از علم آنست که کاربندی و از کار بهتر آنست که بر تو فریضه ست و گفت: چون بنده عز خویش فراخدای دهد خدای تعالی عز خویش بر آن نهد و باز به بنده دهد تا بعز خدا عزیز شود.
# - 286
وگفت: خردمندان خدای را به نور دل بینند ودوستان بنور یقین و جوانمردان بنور معاینه.
# - 287
پرسیدند که تو خدای را کجا دیدی گفت: آنجا که خویشتن ندیدم.
انتخابشده - 288
و گفت: کسانی بودند که نشان یافت دادند و ندانستند که یافت محالست و کسانی بودند که نشان مشاهده دادند و ندانستند که مشاهده حجابست.
# - 289
و گفت: هرکه بر دل و اندیشه حق و باطل درآید او را او ز رسیدگان نشماریم.
# - 290
و گفت: من نگویم که کار نباید کرد ترا اما بباید دانستن که آنچه می کنی تو می کنی یا بتو می کنند آن بازرگانی اینست که بنده با سرمایه خداوند می کند چون سرمایه باخداوند دهی تو با خانه شوی ترا باول خداوندست و بآخر هم خداوند ودر میانه هم خداوند و بازار تو ازو رواست نی تو هر که به نصیب خویش بازار بیند او را آنجا راه نیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 287 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.