کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 325

و گفت: باید که در روزی هزار بار بمیری و باز زنده شوی که زندگانی یابی هرگز نمیری.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 322

    وگفت: هرچه برای خدا کنی اخلاصست و هرچه برای خلق کنی ریا.

    #
  2. 323

    و گفت: عمل چون شیرست چون پای بگردنش کنی روباه شود.

    #
  3. 324

    و گفت: پیران گفته اند چون مرید بعلم بیرون شود چهار تکبیر در کار او کن و او را از دست بگذار.

    #
  4. 325

    و گفت: باید که در روزی هزار بار بمیری و باز زنده شوی که زندگانی یابی هرگز نمیری.

    انتخاب‌شده
  5. 326

    و گفت: چون نیستی خویش بوی دهی او نیز هستی خویش بتو دهد.

    #
  6. 327

    و گفت: باید که پایت را آبله برافتد از روش و یا تنت را از نشستن و دلت را از اندیشه هر که زمین را سفر کند پایش را آبله برافتد و هر که سفر آسمان کند دل را افتد و من سفر آسمان کردم تا بر دلم آبله افتاد.

    #
  7. 328

    و گفت: هر که تنها نشیند باخداوند خویش بود و علامت او آن بود که اوخدای خویش را دوست دارد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 325 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.