نثر · شماره 325
و گفت: باید که در روزی هزار بار بمیری و باز زنده شوی که زندگانی یابی هرگز نمیری.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 322
وگفت: هرچه برای خدا کنی اخلاصست و هرچه برای خلق کنی ریا.
# - 323
و گفت: عمل چون شیرست چون پای بگردنش کنی روباه شود.
# - 324
و گفت: پیران گفته اند چون مرید بعلم بیرون شود چهار تکبیر در کار او کن و او را از دست بگذار.
# - 325
و گفت: باید که در روزی هزار بار بمیری و باز زنده شوی که زندگانی یابی هرگز نمیری.
انتخابشده - 326
و گفت: چون نیستی خویش بوی دهی او نیز هستی خویش بتو دهد.
# - 327
و گفت: باید که پایت را آبله برافتد از روش و یا تنت را از نشستن و دلت را از اندیشه هر که زمین را سفر کند پایش را آبله برافتد و هر که سفر آسمان کند دل را افتد و من سفر آسمان کردم تا بر دلم آبله افتاد.
# - 328
و گفت: هر که تنها نشیند باخداوند خویش بود و علامت او آن بود که اوخدای خویش را دوست دارد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 325 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.