نثر · شماره 343
و گفت: کسی باید که به چشم نابینا بود و به زبان لال و به گوش کر که تا او صحبت و حرمت را بشاید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 340
و گفت: پلاس داران بسیارند راستی دل می باید جامه چه سود کند که اگر به پلاس داشتن و جو خوردن مرد توانستی گشتن خر بایستی که مرد بودندی که همه پلاس را دارند و جو خورند.
# - 341
و گفت: مرا مرید نبوده زیرا که من دعوی نکردم من می گویم الله و بس.
# - 342
و گفت: در همه عمر خویش اگر یک بار او را بیازرده باشی باید که همه عمر بر آن همی گریی که اگر عفو کند آن حسرت برنخیزد که چون او خداوندی را چرا بیازردم.
# - 343
و گفت: کسی باید که به چشم نابینا بود و به زبان لال و به گوش کر که تا او صحبت و حرمت را بشاید.
انتخابشده - 344
و گفت: طاعت خلق بسه چیز است به نفس و زبان و بدل بردوام از این سه باید که به خدا مشغول بود تا که از این بیرون شود و بی حساب به بهشت شود.
# - 345
وگفت: تحیر چون مرغی بود که از ماوای خود بشود به طلب چینه و چینه نیابد و دیگرباره راه ماوی نداند.
# - 346
وگفت: که هر یک آرزوی نفس بدهد هزار اندوهش در راه حق پدید آید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 343 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.