نثر · شماره 355
و گفت: معرفت هست که با شریعت آمیخته بود و معرفت هست که از شریعت دورتر است ومعرفت هست که با شریعت برابر است مرد باید که گوهر هر سه دیده بود تا با هرکسی گوید که از آنجا بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 352
و گفت: یک قطره از دریای احسان بر تو افتد نخواهی که در همه عالم از هیچ گویی و شنوی و کسی را بینی.
# - 353
گفت: در دنیا هیچ صعب تر از آن نیست که ترا با کسی خصومت بود.
# - 354
و گفت: نماز و روزه بزرگ است لیک کبر وحسد و حرص از دل بیرون کردن نیکوتر است.
# - 355
و گفت: معرفت هست که با شریعت آمیخته بود و معرفت هست که از شریعت دورتر است ومعرفت هست که با شریعت برابر است مرد باید که گوهر هر سه دیده بود تا با هرکسی گوید که از آنجا بود.
انتخابشده - 356
و گفت: یک بار خدای را یاد کردن صعبتر است از هزار شمشیر بر روی خوردن.
# - 357
و گفت: دیدار آن بود که جز او را نبینی و گفت: کلام بی مشاهده نبود.
# - 358
و گفت: جهت مردان چهل سال است ده سال رنج باید بردن تا زبان راست شود و ده سال تا دست راست شود و ده سال تا چشم راست شود و ده سال تادل راست شود پس هر که چهل سال چنین قدم زند و بدعوی راست آید امید آن بود که بانگی ازحلقش برآید که درآن هوا نبود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 355 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.