نثر · شماره 359
و گفت: بسیار بگریید و کم خندید و بسیار خاموش باشید وکم گوئید و بسیار دهید و کم خورید وبسیار سر از بالین برگیرید وباز منهید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 356
و گفت: یک بار خدای را یاد کردن صعبتر است از هزار شمشیر بر روی خوردن.
# - 357
و گفت: دیدار آن بود که جز او را نبینی و گفت: کلام بی مشاهده نبود.
# - 358
و گفت: جهت مردان چهل سال است ده سال رنج باید بردن تا زبان راست شود و ده سال تا دست راست شود و ده سال تا چشم راست شود و ده سال تادل راست شود پس هر که چهل سال چنین قدم زند و بدعوی راست آید امید آن بود که بانگی ازحلقش برآید که درآن هوا نبود.
# - 359
و گفت: بسیار بگریید و کم خندید و بسیار خاموش باشید وکم گوئید و بسیار دهید و کم خورید وبسیار سر از بالین برگیرید وباز منهید.
انتخابشده - 360
وگفت: هر که خوشی سخن خدای ناچشیده ازین جهان بیرون شود او را چیزی نرسیده باشد.
# - 361
و گفت: تاخداوند به مدارنبود با خلق به مدار بود با مصطفی خردمندان با خدا ناپاک اند زیرا که او بی باکست و کسی که او بی باک بود بی باکانرا دوست دارد.
# - 362
و گفت: این راه راه ناپاکانست و راه دیوانگان و مستان با خدا مستی و دیوانگی و ناپاکی سود دارد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 359 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.