نثر · شماره 380
و گفت: این غفلت در حق خلق رحمت است که اگرچند ذره آگاه شوند بسوزند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 377
و گفت: غایت بنده با خدا سه درجه است یکی آنست که بر دیدار بایستد وگوید الله دیگر آنست که بی خویشتن گوید الله سیم آنکه ازو با او گوید الله.
# - 378
وگفت: خدای را بابنده با چهار چیز مخاطبه است بتن و بدل و بمال و به زبان اگر تن خدمت رادر دهی و زبان ذکر را راه رفته نشود تا دل با او در ندهی و سخاوت نکنی که من این چهار چیز دارم و چهار چیز ازو بخواستم هیبت و محبت و زندگانی با او و راه در یگانگی پس گفتم به بهشت امید مده و بدوزخ بیم مکن از این هر دو سرای مرا توای.
# - 379
و گفت: مردمان سه گروهند یکی ناآزرده با تو آزار دارد و یکی بیازاری بیازارد و یکی که بیازاری نیازارد.
# - 380
و گفت: این غفلت در حق خلق رحمت است که اگرچند ذره آگاه شوند بسوزند.
انتخابشده - 381
وگفت: خدای تعالی خون همه پیغمبران بریخت و باک نداشت خدا این شمشیر بهمه پیغمبران درافشاند و این تازیانه بهمه دوستان زد و خویشتن را بهیچ کس فرا نداد عیارست برو تو نیز عیار باش دست بدون او فرامده.
# - 382
و گفت: خدای تعالی هرکس را به چیزی از خویشتن بازکرده سات و خویشتن را بهیچ فرا ندهد این جوانمردان بروید و با خدا مرد باشید که شما را به چیزی از خویشتن باز نکند.
# - 383
و گفت: ای بسا کسان که بر پشت زمین می روند ایشان مردگانند و ای بسا کسانی که در شکم خاک خفته اند و ایشان زندگانند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 380 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.