کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 422

و گفت: درخت اندوه بکارید تا باشد که ببر آید و تو بنشینی و می گریی که عاقبت بدان دولت برسی که گویندت چرا می گریی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 419

    و گفت: کسانی دیده ام که به تفسیر قرآن مشغول بوده اند.

    #
  2. 420

    و گفت: عالم آن عالم بود که به خویشتن عالم بود عالم نبود آنکه به علم خود عالم بود.

    #
  3. 421

    و گفت: خدای تعالی قسمت خویش پیش خلقان کرد هرکسی نصیب خویش برگرفتند نصیب جوانمردان اندوه بود.

    #
  4. 422

    و گفت: درخت اندوه بکارید تا باشد که ببر آید و تو بنشینی و می گریی که عاقبت بدان دولت برسی که گویندت چرا می گریی.

    انتخاب‌شده
  5. 423

    گفتند اندوه بچه بدست آید گفت: بدانکه همه جهد آن کنی که درکار او پاک روی و چندانکه بنگری دانی که پاک نۀ و نتوانی بود که اندوره او فرود آید که صد و بیست و چهار هزار پیغامبر بدین جهان درآمدند و بیرون شدند و خواستند که او را بدانند سزای او و همه پیران همچنان نتوانستند.

    #
  6. 424

    و گفت: درد جوانمردان اندوهست که بدو عالم در نگنجد.

    #
  7. 425

    وگفت: اگر عمر من چندان بود که عمر نوح من ازین تن راستی نبینم و آنکه من ازین دانم اگرخداوند این تن را به آتش فرو نیارد داد من ازین تن بنه داده باشد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 422 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.