کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 456

و گفت: فردا در قیامت با من گویند چه آوردی گویم سگی با من دادی در دنیا که من خود درمانده شده بودم تا درمن و بندگان تودرنیفتد و نهادی پرنجاست بمن داده بودی من در جمله عمر در پاک کردن او بودم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 453

    و گفت: اگردنیا همه زر کند و مومن را سر آنجا دهد همه در رضاء او صرف کند و اگر یک دینار در دست کم خوردی کنی چاهی بکند و درآنجا کند و از آنجا بر نگیرد تا پس ازمرگ او میراث خوران برگیرند و سویق کنند وخشتی چند بر سر و روی یکدیگر زنند.

    #
  2. 454

    و گفت: از این جهان بیرون می شوم وچهارصد درم وام دارم هیچ بازنداده باشم وخصمان در قیامت از دامن من درآویخته باشند دوستر از آن که یکی سئوال کند و حاجت او رانکرده باشم.

    #
  3. 455

    و گفت: گاه گاه می گریم از بسیار جهد و اندوه و غم که به من رسد از برای لقمۀ نان قوم که خورم و اگر خواهی باتو بگذارم.

    #
  4. 456

    و گفت: فردا در قیامت با من گویند چه آوردی گویم سگی با من دادی در دنیا که من خود درمانده شده بودم تا درمن و بندگان تودرنیفتد و نهادی پرنجاست بمن داده بودی من در جمله عمر در پاک کردن او بودم.

    انتخاب‌شده
  5. 457

    و گفت: از آن ترسم که فردا در قیامت مرا بینند بیارند و به گناه همه خراسانیان عذابم کنند.

    #
  6. 458

    وگفت: بیامدمی و به کنار گورستان فرو نشستمی گفتمی تا این غریب با این زندانیان دمی فرو نشیند.

    #
  7. 459

    و گفت: علی گفت: رضی الله عنه الهی اگر یک روز بود پیش از مرگ مرا توبه ده.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 456 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.