نثر · شماره 18
و گفت: که گفتند ما را چرا دعایی نمی کنی گفت: من مخالف الوقت سوء الادب و کسی ازو وصیتی خواست گفت: خدای را یاد می دار و فراموش مکن و اگر این نتوانی مرگ را یاد می دار رحمهالله علیه.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
و گفت: چون خوف در دل قرار گیرد موضع شهوات بسوزاند در وی و رغبت دنیا از وی برآید.
# - 16
و گفت: توکل سری است میان بنده و خداوند و واجب آن بود که بسروی مطلع نگردد جز خدا.
# - 17
و گفت: از خدای تعالی مومنان را در دنیا بدانچه ایشان را در آخرت خواهد بود دو چیز است عوضش ایشان را از بهشت در مسجد نشستن است و عوض ایشان از دیدار حق مطالعه جمال برادران کردن.
# - 18
و گفت: که گفتند ما را چرا دعایی نمی کنی گفت: من مخالف الوقت سوء الادب و کسی ازو وصیتی خواست گفت: خدای را یاد می دار و فراموش مکن و اگر این نتوانی مرگ را یاد می دار رحمهالله علیه.
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «ذکر شیخ ابراهیم شبانی» است.