نثر · شماره 18
وگفت: من چکنم و جمله خلق دشمن من.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
وگفت: ممکن نیست از نفس برون آمدن هم به نفس و لیکن امکان از نفس برون آمدن بخدایست و آن راست نشود مگر به درستی ارادت به خدا.
# - 16
و گفت: نعمت عظیم تر از نفس برون آمدن است زیرا که عظیم تر حجابی میان تو و خدا نفس است پس حقیقت نیست مگر مرگ نفس.
# - 17
و گفت: مرگ بابی است از ابواب آخرت و هیچ بنده به خدا نتواند رسید مگر بدان درگاه در شود.
# - 18
وگفت: من چکنم و جمله خلق دشمن من.
انتخابشده - 19
وگفت: بر تو باد که مغرور نشوی به مکر و شاید که بود.
# - 20
کسی گفت: مرا وصیتی بکن گفت: همت همت که همت مقدم همه اشیا است و مدار جمله اشیا بروست و رجوع جمله اشیا باوست چون شیخ وفات کرد اصحاب گفتند لوح بر سر خاک او راست کردیم و نام او بر آنجا نبشتیم هر بار یکی بیامدی و خراب کردی وناپدید شدی و لوح ببردی و از آن هیچکس دیگرخراب نکردی از استاد بوعلی دقاق پرسیدند سر این گفت: آن پیر در دنیا خود را پنهانی اختیار کرده بود تو می خواهی که آشکارا کنی حق تعالی نهان می کند والله بالصواب.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.