نثر · شماره 40
وگفت: چون ظاهر شود حق بر اسرار خوف رجا زایل شود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 37
و گفت: روح از عالم کون خود بیرون نیامده باشد که اگر بیرون آمده بودی دل بوی اندر آمدی و این سخن هرگز پیمانه اندر نگنجد.
# - 38
وگفت: پدید آرنده چیزها و متولی کارها پیداتر از کارها است و تو می خواهی که شریک او گردی.
# - 39
و گفت: حجاب هر موجودی بوجود اوست از وجود خود.
# - 40
وگفت: چون ظاهر شود حق بر اسرار خوف رجا زایل شود.
انتخابشده - 41
و گفت: عوام در صفات عبودیت می گردند و خواص مکرمند به صفات ربوبیت تا مشاهد کنند از جهت آنکه عوام آن صفات احتمال نتوانند کرد به سبب ضعف اسرار خویش و دوری ایشان از مصادر حق.
# - 42
وگفت: چون ربوبیت بر سرایر فرو آید جمله رسوم او محو گرداند و او را خراب بگذارد.
# - 43
و گفت: چون نظر کنی به خدا جمع شوی و چون نفس خود نظر کنی متفرق گردی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 40 از «ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمهالله علیه» است.