نثر · شماره 66
و گفت: اهل زهد که تکبر کنند بر ابناء دنیا ایشان در زهد مدعی اند برای آنکه دنیا را در دل ایشان رونقی نبودی برای اعراض کردن از آن بر دیگری تکبر نکردندی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 63
و گفت: خوف و رجا دو قهارند که از بی ادبی بازدارند.
# - 64
و گفت: توبه نصوح آن بود که بر صاحب او اثر معصیت پنهان و آشکارا نماند و هر کرا توبه نصوح بود بامداد وشبانگاه او از هر گونه که بود باک ندارد.
# - 65
وگفت: تقوی آن بود که از تقوی خویش متقی باشد.
# - 66
و گفت: اهل زهد که تکبر کنند بر ابناء دنیا ایشان در زهد مدعی اند برای آنکه دنیا را در دل ایشان رونقی نبودی برای اعراض کردن از آن بر دیگری تکبر نکردندی.
انتخابشده - 67
و گفت: چه صولت آوردی بزهد در چیزی و باعراض از چیزی که جمله آن به نزدیک خدای تعالی بپر پشۀ وزن نیست.
# - 68
وگفت: صوفی آنست سخن از اعتبار گوید و سر او منور شده بود بفکرت.
# - 69
و گفت: بنده را معرفت درست نیاید تا صفت او آن بود که به خدای تعالی مشغول گردد و به خدای نیازمند بود یعنی مشغولی و نیازمندی او حجابست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 66 از «ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمهالله علیه» است.