کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 102

در وقت وفات گفتند که ما را وصیتی کن گفت: ارادت خداء تعالی در خویشتن نگاه دارید دیگری وصیت خواست گفت: پاس اوقات و انفاس خویش را نگاهدار رحمهالله علیه.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 99

    وگفت: جوالی فراگرفتند و پر سگ بکردند و پارۀ فرشته با آن سگ در جوال کردند هر چند جهد می کنم و می کوشم با این سگان برنمی آیم تا باری در آشنایان نیفتند.

    #
  2. 100

    و او را پرسیدند از ایمان گفت: چهل سال در گبر کی بباید گذاشت تا مرد با ایمان رسد گفتند ایها الشیخ معنی این چه بود گفت: آنکه تا پیغامبران علیهم السلام را چهل سال نبود ایشان را وحی نیامد نه آنگه ایشان را در آن ساعت ایمان نبود نعوذ بالله لیکن آن کمال نبود باول که بعد از نبوت ایشان را حاصل شد اما که تو صاحب نفس اماره باشی ونفس گبرست به حکم حدیث تا ازگبر کی نفس خلاص نیابی با ایمان حقیق نرسی گفتند هیچکس از مقام محمد علیه السلام بگذشت گفت: خود و کس به مقام محمد نرسیده که هر دعوی کند که کسی از مقام او بگذشت یا بگذرد زندیق بود که نهایت درجۀ اولیا بدایت درجه انبیا است.

    #
  3. 101

    گفتند کدام طعام مشتهی تر گفت: لقمۀ از ذکر خداء تعالی که به دست یقین از مایدۀ معرفت برگیری در حالتی که نیکوگمان باشی بخدای.

    #
  4. 102

    در وقت وفات گفتند که ما را وصیتی کن گفت: ارادت خداء تعالی در خویشتن نگاه دارید دیگری وصیت خواست گفت: پاس اوقات و انفاس خویش را نگاهدار رحمهالله علیه.

    انتخاب‌شده

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 102 از «ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمهالله علیه» است.