نثر · شماره 31
نقلست که مالداری از لشکری بود و بارها شیخ را می گفت تا چیزی از دنیا قبول کند او نمی کرد آخر به شیخ کس فرستاد که چندین بنده بنام تو آزاد کردم و ثواب آن بتو دادم شیخ گفت: مذهب ما نه بنده آزاد کردنست بلکه آزاد بنده کردنست برفق و مدارا.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 28
و گفت: ای قوم چه بوده است بازگردید از هر چه هست و روی با خداوند خود کنید که شما را در دنیا و آخرت از وی گزیر نیست.
# - 29
وگفت: امروز در کازرون بیشتر گبرند و مسلمان اند کند چنانکه ایشان را می توان شمرد اما زود باشد که بیشتر مسلمان باشند و گبر اندک شوند.
# - 30
نقلست که بیست و چهار هزار گبر و جهود بر دست او مسلمان شدند.
# - 31
نقلست که مالداری از لشکری بود و بارها شیخ را می گفت تا چیزی از دنیا قبول کند او نمی کرد آخر به شیخ کس فرستاد که چندین بنده بنام تو آزاد کردم و ثواب آن بتو دادم شیخ گفت: مذهب ما نه بنده آزاد کردنست بلکه آزاد بنده کردنست برفق و مدارا.
انتخابشده - 32
وگفت: مرد آنست که بستاند و بدهد و نیم مرد آنست که بدهد و نستاند ونامرد آنست که ندهد و نستاند.
# - 33
و گفت درخواب دیدم که ازین مسجد به آسمان معراجی پیوسته بودی مردم می آمدند و بدان معراج به آسمان می شدند.
# - 34
و گفت: حق تعالی این بقعه را کرامتی داده است که هر که قصد زیارت این بقعه کند مقصودی که دارد دینی و دنیائی حق تعالی او را کرامت کند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 31 از «ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی» است.