کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 34

نقلست که شیخ را وفات نزدیک آمد گفت: ما را آگاه کردند که این مردمان که اینجا می آیند ترا می بینند ما ترا از میان برداریم تا اینجا آیند ما را بینند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 31

    و گفت: اگر هشت بهشت درمقابله یک ذره نستی ابوسعید افتد همه محو و ناچیز گردد.

    #
  2. 32

    و گفت: بعدد هر ذره راهیست به حق اماهیچ راه بهتر و نزدیکتر از آن نیست دو راحتی بدل سلطانی رسد ما بدین راه یافتیم.

    #
  3. 33

    نقلست که درویشی گفت: او را کجا جوئیم گفت: کجاش جستی که نیافتی اگر یک قدم به صدق در راه طلب کنی در هرچه نگری او را بینی.

    #
  4. 34

    نقلست که شیخ را وفات نزدیک آمد گفت: ما را آگاه کردند که این مردمان که اینجا می آیند ترا می بینند ما ترا از میان برداریم تا اینجا آیند ما را بینند.

    انتخاب‌شده
  5. 35

    وگفت: ما رفتیم و سه چیز به شما میراث گذاشتیم رفت و روی و شست و شوی و گفت: و گوی.

    #
  6. 36

    وگفت: فردا صد هزار باشند بی طاعت خداوند ایشان را بیاموزد گفتند ایشان که باشند گفت: قومی باشند که سر در سخن ما جنبانیده باشند.

    #
  7. 37

    نقلست که سخنی چند دیگر می گفت و سر در پیش افکند ابروی او فرو می شد وهمه جمع می نگریستند پس بر اسب نشست و به جمله موضعها که شبها و روزها خلوتی کرده بود رسید وداع کرد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 34 از «ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر» است.