سطر مستقل · شماره 66
اما آن ها وصله ی خشم یکدگر بودند
شاعراحمد شاملوقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 63
من با خود بیگانه بودم و شعر من فریاد غربتم بود
# - 64
من سنگ و سیم بودم و راه کوره های تفکیک را
# - 65
نمی دانستم
# - 66
اما آن ها وصله ی خشم یکدگر بودند
انتخابشده - 67
در تاریکی دست یکدیگر را فشرده بودند زیرا که بی کسی، آنان را به انبوهی خانواده ی بی کسان افزوده بود.
# - 68
# - 69
آنان آسمان بارانی را به لبخند برهنگان و مخمل زرد مزرعه را به رویای گرسنگان پیوند می زدند. در برف و تاریکی بودند و از برف و تاریکی می گذشتند، و فریاد آنان میان همه بی ارتباطی های دور، جذبه یی سرگردان بود:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 66 از «آواز شبانه برای کوچه ها» است.