سطر مستقل · شماره 98
از سکون مرده وار ساحل بر آب رانده بود،
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
و بوی لجن نمک سود شب خفتن جای ماهی خوارها که با انقلاب امواج برآمده همراه وزش باد
# - 96
در نفس من چپیده بود، مرا به دامن دریا کشیده بود.
# - 97
و زیروفرارفت زنده وار دریا، مرا به سان قایقی که باد دریا ریسمانش را بگسلد
# - 98
از سکون مرده وار ساحل بر آب رانده بود،
انتخابشده - 99
و در می یافتم از راهی که بودا گذشته است به زندگی بازمی گردم.
# - 100
و در این هنگام
# - 101
در زردتابی نیم رنگ فانوس، سرکشی کوهه های بی تاب را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «رکسانا» است.