سطر مستقل · شماره 113
و سرانجام در شبی چنان تیره، به سان قایقی که باد دریا ریسمانش را بگسلد،
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 110
یک چند، سنگینی خردکننده ی آرامش ساحل را در خفقان مرگی بی جوش،
# - 111
بر بی تابی روح آشفته یی که به دنبال آسایش می گشت تحمل کرده بودم:
# - 112
آسایشی که از جوشش مایه می گیرد!
# - 113
و سرانجام در شبی چنان تیره، به سان قایقی که باد دریا ریسمانش را بگسلد،
انتخابشده - 114
دل به دریای توفانی زده بودم.
# - 115
و دریا آشوب بود.
# - 116
و من در زیروفرارفت زنده وار آن که خواهشی پرتپش در هر موج بی تابش گردن می کشید،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 113 از «رکسانا» است.